تبلیغات
هرروز مطالب مذهبی و سخن بزرگان - خواهشمندم در مورد صحت و سقم خوابی كه فرزند مرحوم عبدالباسط در مورد پدرشان مشاهده كرده اند كه ایشان در جلوی درب بهشت نگه داشته شده اند و راهی برای ورود به بهشت برای او نمی دهند، بفرمایید كه چگونه است؟ آیا چنین موضوعی امكان پذیراست؟

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

ما نیز همچون شما این ماجرا را از زبان دیگران شنیده بودیم . ولى علیرغم مشهور بودن این ماجرا ، ما هیچ مستندى بر آن نیافتیم . در ادامه متن مصاحبه پسر عبدالباسط تقدیم مى گردد . زندگى عبدالباسط از زبان پسرش « عبدالباسط » نامى است كه براى هر مسلمان در سراسر جهان و بخصوص براى هر ایرانى ، آشنا و پرآوازه است . نام عبدالباسط چنان با قرآن عجین شده كه هرگاه یادى از او مى‌شود ناخودآگاه صوت زیبا و ترنم دلنشین آیه‌هاى نور به ذهن تداعى مى‌كند . صداى عبدالباسط حقیقتا زینت قرآن است كه بر طبق حدیث مشهور هر چیزى زینتى دارد و زینت قرآن صداى زیباست . صوت سحرانگیز عبدالباسط موهبتى آسمانى بوده كه خداوند به این بنده صالح خود ارزانى داشته ، و همین امر او را از سایر قاریان متمایز كرده است . طراوت ، زنده بودن ، زیبایى ، گرمى و برخوردارى از حس و حال معنوى از ویژگى‌هاى صوت این استاد بزرگ است . شنیدن نغمه دلاویز و سرمست كننده او چنان مى‌كرد كه صدها نفر از مسیحیان و پیروان سایر ادیان را به اسلام كشاند و خیلى‌ها را هم با قرآن آشتى داد . تلاوت‌هاى ماندگار استاد هر یك چراغ پرفروغى است كه تلألؤ آن دل‌هاى زنگار گرفته و غفلت زده را طراوتى دوباره مى‌بخشد و در میان آنها ، تلاوت سوره حشر او الحق كه میراثى جاودانه گشته است . اگرچه قاریان مشهور دیگر قرآن ، كم و بیش از صداى دلنشین و جذابى برخوردارند و محبوبیتى فراوان در میان مسلمانان به دست آورده اند اما به جرأت و بى هیچ اغراقى مى‌توان ادعا كرد كه عبدالباسط سرآمد همه قاریانى است كه تاكنون با صداى خوش به تلاوت پرداخته اند . حال با این عظمت و محبوبیت وقتى بشنوى كه فرزند این نابغه بى نظیر براى اولین بار قدم به خاك ایران گذاشته است طبیعتا اشتیاق وصف ناپذیرى به انسان دست مى‌دهد كه او را از نزدیك ببیند و درباره پدر از او سؤال كند . همین شور و شوق ما را نیز واداشت كه به دیدار او برویم و طى گفت وگویى مفصل پاسخ خیلى از سؤالات خود را از او بگیریم . براى این كار لازم بود با دست اندركاران میزبانى ایشان - كه برادران معاونت اجتماعى ناجا بودند - هماهنگى مى‌كردیم كه از یك هفته قبل ، ارتباط و هماهنگى با آنان برقرار شد . اما گویا دوستان میزبان « یاسر عبدالباسط » چنان مشتاق بودند براى او برنامه‌هاى متعدد تلاوت قرآن در شهرها و حسینیه‌هاى كوچك و بزرگ تدارك ببینند كه از اهمیت و ارزش مصاحبه یك روزنامه كثیرالانتشار و معتبر با ایشان غافل شدند . آخر الامر سهمى كه براى مصاحبه با فرزند استاد عبدالباسط به كیهان اختصاص داده شد ساعات پایانى آخرین شب حضور ایشان در ایران بود كه طبعا با خستگى فراوان استاد همراه بود آن هم به مدت نیم ساعت و در سالن عمومى هتل و به هنگام صرف چاى . هر چند این نوع برخورد موجب ناخرسندى خبرنگار و عكاس روزنامه شد . و امكان طرح بسیارى از سؤالات را از ما سلب كرد اما در آن مدت اندك و با وجود خستگى بسیار استاد - كه ناشى از سفرهاى متعدد و انتقال مستمر او از این محفل به آن محفل بود بحمدالله توانستیم تا حدودى حضور ایشان در ایران را مغتنم شمرده و به برخى از سؤالات خود پاسخ‌هاى تلگرافى از ایشان دریافت كنیم با این دلخوشى كه در صورت تكرار چنین فرصتى درآینده ، بتوانیم با وسعت وقت و فراغت بیشتر از فرزند استاد عبدالباسط بهره‌هاى بیشتر ببریم . س وقتى در برابر فرزند نابغه تلاوت قرآن یعنى استاد عبدالباسط بنشینى نخستین چیزى كه به ذهنت خطور مى‌كند این است كه فرزند درباره پدر صحبت كند و پیرامون عوامل موفقیت و راز و رمزماندگارى او داد سخن دهد و روح تشنه ما را سیراب نماید : مرحوم شیخ عبدالباسط مردى بى‌تكلف و عادى بود . او قرآن را در ده سالگى در شهر خود ارمنت از توابع استان قنا در جنوب مصر حفظ كرد . استادش محمد سلیم حماد نام داشت . او وقتى قرآن را حفظ كرد بسیار مورد تشویق استاد قرار گرفت . ایشان تا سن 20 سالگى در شهرهاى اطراف ارمنت تلاوت قرآن مى‌كرد . در سن 20 سالگى به همراه پدرش به مرقد حضرت زینب در قاهره مى‌رود و در آنجا پدر از او مى‌خواهد تبركاً پنج دقیقه قرآن تلاوت كند ، اما پنج دقیقه او چنان با شور و حال و استقبال حاضران مواجه مى‌شود كه این مدت ، یك ساعت و نیم طول كشید . پس از آن روز از رادیو مصر با او تماس مى‌گیرند و مى‌خواهند كه با آنها همكارى كند تا صدایش به گوش جهانیان برسد . شیخ عبدالباسط در ابتدا نسبت به قبول این پیشنهاد مردد بود و ترجیح مى‌داد كه در شهر و روستاى خود مشغول زندگى باشد زیرا زندگى در قاهره را بسیار دشوار مى‌دانست اما آخر الامر به عنوان قارى قرآن در رادیو مصر مشغول به كار شد و از آن زمان به بعد شهرت عبدالباسط تمام آفاق جهان را دربرگرفت . س چرا تلاوت‌هاى استاد عبدالباسط اینقدر دلنشین و لذت بخش است ؟ او قرآن را از جان و دل تلاوت مى‌كرد و تلاوت او ، خالص براى خدا بود . او در زمینه قرآن تقواى خدا را مراعات مى‌كرد یعنى قرآن را براى قرآن مى‌خواند و مسلم است كه اگر سخنى از دل برآید لاجرم بر دل نشیند و در یك كلام او در تلاوت‌هایش خالص براى خدا قرائت مى‌كرد . او در تلاوت‌ها به دنبال كسب رضایت شنونده نبود بلكه فقط رضاى خدا را جستجو مى‌كرد و تلاوت او بااخلاص عجین بود . علت دیگر این گیرایى و دلنشینى ، موهبت خاصى است كه خداوند به ایشان عطاكرده بود و آن صداى زیباست كه منحصر در ایشان بود . آن مرحوم سعى داشت در تلاوتها صدایش به حد اعلا كه در اصوات موسیقى به آن « سوپرانو » گفته مى‌شود برسد . س تعامل و رفتار ایشان در خانه و با خانواده ، بخصوص در رابطه با قرآن و حفظ و تلاوت آن چگونه بود ؟ هرچند ایشان مشغولیت فراوان داشت و به سفرهاى متعدد براى تلاوت مى‌رفت اما به اعضاى خانواده اهتمام زیاد نشان مى‌داد . او دوست داشت ما اهل قرآن و قرآنى باشیم ولى هیچگاه به این كار مجبورمان نمى كرد ، او ما را آزاد گذاشته بود كه اگرخواستیم قرآن را حفظ كنیم و اگر نمى خواستیم كارى به كارمان نداشت و فقط برروى آموزش قرآن تاكید داشت و نه حفظ آن . او از معلمى بنام عبدالعزیز بكرى ( ره ) دعوت كرده بود به خانه مان بیاید و به ما قرآن بیاموزد . بكرى وقتى به خانه مى‌آمد همه خواهران و برادران ما را جمع مى‌كرد و از بزرگ تا كوچك به ترتیب قرآن مى‌آموخت . مرحوم پدر با وجود اشتغالات فراوان مى‌دانست كه در خانه ، چه كسى قرآن مى‌خواند و چه كسى نمى خواند و چه كسى مشغول حفظ قرآن است . آن مرحوم شخصى صاف و ساده دل بود و دائم تبسم بر لب داشت و آن را دوست مى‌داشت . ویژگى او این بود كه مردى آرام و ساكت و باطمأنینه بود . اكثراً سكوت مى‌كرد . توكل بالا داشت . وقتى قرآن مى‌خواند دنیا را فراموش مى‌كرد . س ایشان ناراحت و عصبانى هم مى‌شدند ؟ برخى اوقات ، اگر كارى و یا مسئله اى كه خارج از چارچوب عقل و منطق بود مى‌دید ناراحت مى‌شدند ، اما اغلب متبسم بودند ، در حق ما دعا مى‌كردند و ما را به خود نزدیك مى‌ساختند . س شنیدن خاطرات از زبان فرزند استاد عبدالباسط درباره پدر بسیار شنیدنى خواهد بود . به برخى از این خاطرات اشاره كنید . روزهاى شنبه هر هفته ساعت هشت تلاوت پدر از رادیو مصر پخش مى‌شد . در این ساعت همه اعضاى خانواده بر سر سفره و كنار هم نزد پدر مى‌نشستیم و به تلاوت ایشان گوش فرا مى‌دادیم . همگى ما به مدت نیم ساعت سراپا گوش مى‌شدیم ، هیچكس تكان نمى خورد و حتى صندلى را هم تكان نمى داد و مرحوم پدر در اثناى پخش تلاوت ، سر خود را روى آستینش مى‌گذاشت و به فكر فرو مى‌رفت . ایشان در منزل با صوت تلاوت قرآن نمى كرد ، مگر زمانى كه عده اى از خبرنگاران یا مجریان رادیو یا عكاسان در منزل حضور مى‌یافتند . اما عادت همیشگى ایشان این بود كه هر روز پس از نماز صبح در اتاق خود قرآن مى‌خواند . من وقتى شش ساله بودم با ایشان به مسجد امام شافعى مى‌رفتم و به تلاوت‌هاى ایشان گوش مى‌دادم . در برخى مراسم و محافل قرآنى و جشن‌ها كه ایشان به تلاوت مى‌پرداختند مردم حاضر از ایشان مى‌خواستند تلاوتش را تكرار كند . من دوست داشتم كه در برنامه‌هاى تلاوت ایشان همراه پدر باشم ، او همواره مرا به تلاوت قرآن تشویق مى‌كرد . به یاد دارم هر وقت در اتاق ، قرآن مى‌خواندم و او در اتاق دیگرى بود و از حضور ایشان بى خبر بودم ، او صبر مى‌كرد تا من به آخر آیه برسم آنگاه وارد اتاق مى‌شد . اگر در اثناى تلاوت وارد مى‌شد من تلاوت را قطع مى‌كردم و او براى اینكه من كارم را كامل تمام كنم پس ازتمام كردن آیه به نزدم مى‌آمد ، و این خاطره زیبایى براى من است . در بیشتر اوقات كه برنامه تلاوت ایشان به پایان مى‌رسید به هنگام خروج از مسجد یا محفل به خاطر كثرت مردمى كه دور و بر ایشان را مى‌گرفتند بسختى مى‌توانست آن محل را ترك كند . زمانى كه اسرائیل هنوز فلسطین را اشغال نكرده بود ایشان به دعوت مسلمانان آن دیار به فلسطین مسافرت كرد و در محل مسجدالاقصى سوره اسرا راتلاوت نمود . وقتى فلسطین اشغال شد ، ایشان دائماً از این موضوع اظهار ناراحتى و تألم مى‌كرد و نسبت به ظلم رفته بر فلسطین ابراز انزجار و بیزارى مى‌نمود و آرزو داشت كه بار دیگر بتواند به مسجدالاقصى برود و خاطرات گذشته را تجدید كند و اگر هم خود نتوانست ، فرزندانش پا به فلسطین گذاشته و در مسجدالاقصى به تلاوت قرآن بپردازند . س ویژگى‌هاى سبك استاد عبدالباسط چیست ؟ ایشان در شیوه قرائت قرآن مبتكر بود یعنى هیچگاه از كسى تقلید نكرد ، و با موسیقى درونى خود تلاوت مى‌كرد . او سبكى را ابتكار كرد كه پیش از او سابقه نداشت . از ویژگى سبك تلاوت ایشان اینكه در اثناى تلاوت ، از قواعد موسیقى پیروى نمى كرد كه از مقامى به مقام دیگر منتقل شود . زیرا او به عقیده من موسیقى تلاوت را بر طبق قرآن تنظیم مى‌كرد نه قرآن را براساس موسیقى ، به عبارت دیگر هیچ نغمه معینى وجود ندارد كه قرآن بر آن تطبیق داده شود بلكه این قرآن است كه موسیقى قرائت براساس آن تعیین و تنظیم مى‌شود و شكل مى‌گیرد . س نقش قرآن در زندگى شما چگونه بود ؟ من از كودكى و سن شش سالگى قرآن مى‌خوانم . از زمانى كه در دوره ابتدایى درس مى‌خواندم تا پایان تحصیلات دبیرستانى ، خواندن قرآن در سر صف دانش آموزان به عهده من بود تا اینكه در سال 2001 ( 1380 ) به سفر عمره مشرف شدم و پس از بازگشت ، شروع به حفظ قرآن كردم و این كار را با جدیت و پشتكار دنبال نمودم تا آنكه در سال 2003 ( 1382 ) موفق به حفظ كل قرآن به صورت حرفه اى شدم . پس از بازگشت از سفر فرانسه درخواست خود را به وزارت اوقاف مصر دادم و از سوى وزارت به عنوان قارى رسمى مسجد سیدى حسن انور انتخاب شدم . س آیا تاكنون به كشورهاى خارجى براى تلاوت سفر كرده اید ؟ وقتى شروع به كار تلاوت كردم اولین سفرم به كشور فرانسه بود كه به دعوت مسلمانان آنجا در هفت استان این كشور به تلاوت قرآن پرداختم . پس از تعیین شدنم به عنوان قارى رسمى مسجد سیدى حسن به تركیه و چند كشور دیگر كه مسلمانان در آنها حضور دارند سفر كردم . سچطور شد كه تصمیم گرفتید براى اولین بار به ایران سفر كنید ؟ من دعوت نامه اى از طریق سفارت ایران در قاهره دریافت كردم . در ابتداى امر در مورد سفر به ایران مردد بودم چون تاكنون به این كشور سفر نكرده بودم اما بحمدالله خداوند توفیق داد كه به جمهورى اسلامى ایران بیایم و به اعتقاد من این یك فرصت بزرگى برایم است كه با برادران مسلمان خود در ایران دیدار كنم . من با اقبال زیادى از سوى جوانان براى شنیدن قرآن مواجه شدم و حافظان و قاریان مجد و كوشایى را دیدم . س قبل از سفر به ایران چه ذهنیتى از ایران داشتید و چرا براى آمدن مردد بودید ؟ من شناخت عینى دقیقى از ایران نداشتم اما پس از آمدن دیدم قرآن در این كشور مورد تكریم و احترام است و ماشاءالله تعداد زیاد و قابل توجهى از قاریان و حافظان و نمازگزاران در این كشور وجود دارند و این مسأله اى افتخارآمیز است و من هرگز چنین چیزى را پیش بینى نمى كردم . س ارزیابى شما از قاریان ایرانى از لحاظ فن قرائت و صوت و لحن چگونه است ؟ من دیدم اكثر قاریان ایرانى از قراء مصرى تقلید مى‌كنند . این مسأله اشكالى ندارد اما باید تلاش كنند در آینده خودشان داراى سبك و روش خاصى شوند ولى تلفظ حروف آنان بسیار خوب بود . س اصولا نظر شما در مورد تقلید در تلاوت قرآن چیست ؟ یك قارى در ابتداى شروع به كار با قرآن بایستى قرآن را دوست داشته باشد . پس از آن باید به تلاوت قرآن گوش دهد و مطمئناً در این راه تلاوت قاریانى چند براى او دلنشین خواهد بود و او سعى خواهد كرد از آنها تقلید كند . عده اى هستند كه مى‌توانند بخوبى از قارى الگوى خود تقلید كنند و برخى نمى توانند چون صدایشان با صداى او همخوانى ندارد . اما همه اینها در آغاز راه است و چند سال هم مى‌تواند ادامه یابد و اشكال ندارد ولى رفته رفته باید راه خود را از او جدا كند و براى خویشتن روش تلاوت خاصى انتخاب كند . س شرایط موفقیت یك قارى قرآن را در چه مى‌بینید ؟ باید گفت هیچ قارى نمى تواند مانند دیگرى شود و هر یك روش و بهره خاص خود را دارد اما به نظر من یك قارى در ابتداى امر باید یك حافظ كل قرآن باشد و هر روز صفحاتى چند از آن را مطالعه و مراجعه كند و شرط اساسى دیگر این است كه در تلاوت‌هایش براى خدا اخلاص داشته باشد ، رضاى خدا را مدنظر قرار دهد و كسب رضاى خلق براى او اهمیت نداشته باشد . س آیا فرزندان قاریان مشهور مصرى توانسته اند راه پدران خود را ادامه دهند ؟ این مسأله یك مسأله ژنتیكى است ، اما لازمه این كار این است كه اولا فرزند یك قارى به قرآن و تلاوت آن عشق بورزد و علاقمند باشد و هرگاه حب قرآن و حب تلاوت با هم جمع شد و از موهبت الهى صوت و لحن زیبا هم برخوردار گردید ، در آن صورت است كه مى‌تواند جا پاى پدر گذاشته و از او این روش را به ارث ببرد . ساز میان فرزندان استاد عبدالباسط چرا یاسر بطور رسمى وارد سلك تلاوت و قرائت قرآن در محافل رسمى شده و به عنوان قارى رسمى یكى از مساجد مهم مصر تعیین شده است ؟ من پیش از این ، در كار تجارت پوست فعالیت مى‌كردم . شبى مرحوم پدر را در خواب دیدم كه در میان جمعى نشسته و قرآن را با یك نفس تلاوت مى‌كند . او در همان خواب روبه من كرد و گفت : باید قرآن را با یك نفس تلاوت كنى ( شاید منظورش این بوده كه باید مداوم قرآن را بخوانم ) . پس از آن خواب بود كه را و رسم من عوض شد و با خود تعهد كردم كه وارد عرصه حفظ و تلاوت قرآن شوم و اكنون جز تلاوت قرآن به كار دیگرى نمى پردازم . س پس مى‌توان نتیجه گرفت كه یاسر توانسته است پا جاى پاى پدرش عبدالباسط بگذارد و از او دنباله روى كند ؟ بله ، خداوند این توفیق را داده است كه عملا دنباله رو ایشان باشم و این از بركت قرآن عظیم است و به نظر مى‌رسد مرحوم پدرم براى ما زیاد دعا كرده كه این توفیق شامل حالمان شده است . سچند سال دارید و چند فرزند ؟ من 37 سال دارم و دو فرزند یك پسر و یك دختر ، به نام‌هاى یوسف و یمنى سشنیده ام كه مصرى‌ها به اهل بیت پیامبر ( ص ) ارادت قلبى زیادى دارند و آنان را بسیار دوست مى‌دارند . ما همگى مزار اولیاى صالح را زیارت مى‌كنیم ، از مزار رأس الحسین ( ع ) تا دیگر اولیاى الهى و حتى اولیاء بزرگان غیر منسوب به اهل بیت . ما ایام ولادت حضرت حسین و حضرت زینب و حضرت نفیسه و رقیه و حسن انور را جشن مى‌گیریم و بسیارى از قاریان مصرى علاقمند هستند كه در این مناسبت‌هابه تلاوت قرآن بپردازند . شاید تعجب كنید كه مرحوم پدر یكى از علاقمندان و عاشقان اهل بیت ( ع ) بود و چنانكه ابتدا گفتم مرحوم پدر زمانى كه 20 ساله بود باتفاق پدرش عازم حرم حضرت زینب در قاهره مى‌شود ، در آنجا از او مى‌خواهند كه به تبرك این مكان شریف ایشان نیز ده دقیقه قرآن تلاوت كند اما تلاوت استاد عبدالباسط چنان جمعیت را منقلب مى‌كند و شور و ولوله در آنها ایجاد مى‌نماید كه تا یك ساعت و نیم به طول مى‌كشد . از آن پس بود كه رادیو و مطبوعات به سراغ او آمدند و ایشان داراى آوازه جهانى شد . مرحوم پدر دائماً به فرزندانش مى‌گفت او هرچه دارد از حضرت زینب است و رمز موفقیت و شكوفایى هنر قرائت او بخاطر حب حضرت زینب و اهل بیت بوده است . ( در اینجا به یاد سخن یكى از همراهان یاسر عبدالباسط مى‌افتم كه مى‌گفت در جریان سفر به ایران گرایشات اهل بیتى ایشان كاملا مشهود بود ، به طورى كه وقتى او را به مشهد بردیم تا در محفل انس با قرآن كه در مهدیه مشهد برقرار بود به تلاوت بپردازد ، او پیش از آنكه وارد مهدیه شود رو به بارگاه امام رضا ( ع ) كرد و نسبت به آن حضرت اداى ادب و تحیت و احترام كرد و پس از مراسم نیز راهى زیارت امام رضا شد و در حرم مطهر دوبار نماز خواند و براى پدرش دعا كرد . او نسبت به این همه عظمت و احترام و تكریم نسبت به امام معصوم از سوى زائران حاضر در حرم ابراز شگفتى مى‌كرد . او همچنین سؤالاتى در مورد امام على و حضرت زهرا و سایر ائمه معصومین علیهم السلام مطرح مى‌كرد كه پاسخ‌هاى لازم به او داده مى‌شد . ) س هرچند ما سؤالات متعدد دیگرى نیز داشتیم كه مى‌خواستیم از او بپرسیم اما فشار اطرافیان و میزبانان استاد و اظهار خستگى ایشان ما را از ادامه این گفت وگو ناكام گذاشت اما ایشان به ما وعده داد كه در سفر بعدى با زمان بیشتر به گفت وگو بپردازد و من او را تا اتاق محل استراحتش در طبقه دهم هتل لاله تهران بدرقه مى‌كنم در حالى كه ساعت 1 / 30 بامداد را نشان مى‌داد . منبع : مهرداد آزاد كیهان به نقل از سایت بازتاب ? ? مهر ? ? ? ? براى اطلاع بیشتر از حقانیت شیعه . ك : - آنگاه هدایت شدم ، تیجانى سماوى , ترجمه : سید محمد جواد مهرى - اهل سنت واقعى كیست ؟ ، تیجانى سماوى , ترجمه : سید محمد جواد مهرى - از آگاهان بپرسید ، تیجانى سماوى , ترجمه : سید محمد جواد مهرى - اهل بیت , كلید مشكل ها ، تیجانى سماوى , ترجمه : سید محمد جواد مهرى - همراه با راستگویان تیجانى سماوى , ترجمه : سید محمد جواد مهرى

در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید


تاریخ : جمعه 28 خرداد 1395 | 06:38 ب.ظ | نویسنده : مجتبی شریفی | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.